<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>نقد حال</title>
      <link>http://www.emadb.com/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2006</copyright>
      <lastBuildDate>, 23  2006 10:39:27 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.2</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>آز آن سفر که تو رفتی ...</title>
         <description><![CDATA[<p>خطاب به انوشه انصاری <br />
این روزها همه جا صحبت از توست. از تو و سفرت. سفری که همه در شادی افتخار ملی آن سر از پا نمی‌شناسند. اما مفهوم این افتخار برایم روشن نیست. فکر نمی‌کنم این که یک نفر آن‌قدر انسان استثمار کرده باشد که بتواند هزینه‌ی سفر چندین میلیون دلاری‌اش به فضا را بپردازد. مایه‌ی افتخار است؟ این که در حالی که میلیونها نفر در کره‌ی زمین محتاج به کمتر از یک دلار برای رهایی از مرگ ناشی از گرسنگی هستند بیست و چند میلیون دلار دادی که زمین را از بالا ببینی مایه‌ی افتخار است؟ <br />
همه می‌گویند که تو یک زن ایرانی هستی که به فضا رفته‌ای و به این افتخار می کنند. آیا تو از وضع زنان ایران باخبری؟ آیا می دانی که هزاران زن در همین وطن آریایی از سر نداری تن فروشی می کنند؟ آیا می‌دانی که بسیاری از روی ناچاری و فقر در بدترین شرایط کار و زندگی می‌کنند؟ تا به حال چیزی در مورد فروش دختران و زنان شنیده‌ای؟ تا به حال نگاهی به خیابان خیابان خوابها و کودکان کار کرده‌ای؟ <br />
نمی‌دانم برای چه به آن سفر رفته‌ای ولی فکر می‌کنم که تو و امثال تو آن‌جا را دوست دارند چون آن‌جا مجال خوبی است که زمین را عاری از انسانها ببینی. آنجا قطعا گرسنگان آفریقا را نمی‌بینی. در آن‌جاست که به زمین می‌نگری بدون این که مرگ میلیونها نفر در گرسنگی، فساد و جنگ را ببینی. فکر می کنم خیلی راحت است که بدون این که زنان و مردان و کودکانی  که در شرایط مرگباری زندگی می‌کنند را ببینی فریاد بزنی که زمین زیباست.<br />
اما بدان که من معتقدم که امروز چهره‌ی زمین زشت است و وجود تو و نظامی که میلیونها نفر را از گرسنگی و جنگ می‌کشد و تو را با هزینه‌ی چند میلیون دلاری به فضا می‌فرستد چهره‌ي زمین را روز به روز زشت‌تر می کند.<br />
از اینکه زمین را آنگونه که تو می‌بینی ببینم حالم به هم می خورد. از این که این قدر بی‌درد باشم که بیست و چند میلیون دلار که بسیاری را از مرگ نجات می‌دهد صرف سفر به فضا کنم متنفرم. تو نه تنها مایه‌ی افتخار من نیستی بلکه نماینده چیزهایی هستی که از آنها متنفرم.</p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/09/post_25.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/09/post_25.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 23  2006 10:39:27 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>در جدال با خاموشی</title>
         <description><![CDATA[<p>نمی دونم چرا یه مدتی حس نوشتن رو از دست داده بودم یعنی کلا چیزی به ذهنم نمیومد که بنویسم ولی الان تو این فکر بودم که باید این سکوت رو بشکنم. از سکوت خیلی وقتا بدم میاد چون وقتی که سکوت می کنی همه فکر می کنن که لال شدی و حرفی برا گفتن نداری. اون وقته که هر کس که زورش می رسه یه چیزی بارت می کنه !! آدم تا وقتی که حرفی برای گفتن داره باید حرف بزنه اون هم نه آروم بلکه با صدای بلند. حس می کنم که <a href="http://forum.khushe.net/">خوشه</a> هم یه جور فریاد باشه جایی که آدما بی هیچ محدودیتی می تونن حرف بزنن. پس شم هم مثل من به <a href="http://forum.khushe.net/">فوروم اجتماعی دانشجویان ایران </a> بپیوندید. </p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/09/post_24.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/09/post_24.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 18  2006 03:16:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> نکاتی در مورد کمپین یک میلیون امضا</title>
         <description><![CDATA[<p>حرکت زنان چند سالی است که حرکت رو به جلو و مستقلی را در پیش گرفته و توانسته است علی رغم موارد شدید سرکوب در بسیاری موارد خود را بازتولید کرده و امروزه به عنوان یکی از مهمترین حرکتهای‌ اجتماعی ایران خود را مطرح کند. محکم بودن مبانی ایدئولوژیک و وحدت عمل نیروها را در کنار مساعد بودن شرایط اجتماعی را می توان از علل مهم موفقیت این حرکت ذکر کرد. <br />
سازمان‌دهی فعالیت این حرکت در یکی دو سال اخیر بیشتر بر روی تغییر قوانین نابرابر بوده است. از مهمترین این حرکتها می‌توان به دو حرکت 22 خرداد 84 و 85 و اخیرا طرح <a href="http://we-change.org/">"کمپین يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز"</a> اشاره کرد. <br />
بی شک قوانین تبعیض آمیز در مورد زنان از مشکلات عمده‌ی زنان محسوب می شود. عدم وجود حق برابر طلاق، ارث، دیه و ... در قوانین مسائل بسیار مهمی در برابر زنان محسوب می شود و این کمپین می‌تواند اعتراض گسترده‌ای باشد به قوانین تبعیض آمیز. اما نکات بسیار مهمتری در حرکت برای احقاق حقوق زنان مغفول مانده است.  <br />
عامل محرک تمام جنبشهای اجتماعی که آنان را تاثیرگذار و رهایی‌بخش می‌سازد "آگاهی" است. به نظر می‌رسد مهمترین علت عدم موفقیت حرکتهای اجتماعی نخبه‌گرایانه شدن آنهاست. قرار گرفتن حرکت اجتماعی در بین طبقات و گروههای خاصی علاوه بر محدود کردن خواستها به نفع گروه یا طبقه‌ای خاص قدرت عمل آن را به شدت کاهش داده و سرکوب را آسان می‌کند. فقدان آگاهی جمعی از حقوق زنان هم یکی از مشسکلات پیش روی حرکت زنان است. حتی در صورت اصلاح شدن قوانین به نفع برابری هم مشکلات بخش زیادی از زنان طبقات پایین جامعه به علت فقدان آگاهی از حقوق خود و عدذم وجود پذیرش اجتماعی برای زنان مغفول خواهد ماند. زنی را فرض کنیم که در طبقات پایین اجتماع حق طلاق دارد. آیا امکان طلاق برای او به صورت عملی وجود خواهد داشت؟ هرچند که وی بر اساس قوانین و روی کاغذ امکان طلاق را دارد ولی شرایط اقتصای و ناآگاهی اجتماعی هرگز این اجازه را به او نخواهد داد. بنابراین اگر قرارد است در یک کمپین یک میلیون امضا ( که احمالا اکثر آنان از طبقات متوسط و بالای جامعه خواهند بود) جمع آوری شود بهتر است قبل از آن آگاهی لازم به میلیون‌ها زن و مرد طبقات محروم در مورد حقوق اولیه‌شان داده شود.<br />
در هر حرکت اجتماعی لازم است که علاوه بر اصلاح وضع موجود به نقد بنیادی و رادیکال نظم نابرابر موجود نیز پرداخته شود. پرداختن به مسآله‌ی حقوق زنان در واقع به نوعی اصلاح ظاهری نظام مردسالار است که اگر همراه با نقد بنیادهای اقتصادی و فرهنگی نظام مردسالار نباشد همیشه راه را برای بازتولید نظم موجود باز خواهد‌گذاشت. هر چند که ممکن است با تغییر قوانین مردسالار اندک بهبودی در وضعیت زنان ایجاد شود اما نظام سلطه مردسالار قطعا سلطه‌ی خود را به شیوه‌ی دیگری بازتولید خواهد کرد. <br />
 البته لازم به ذکراست که هرچند این نقدها را به این حرکت وارد می دانم اما قطعا انجام آن را برای پیشبرد اهداف حرکت اجتماعی زنان لازم می‌دانم و با این که به علت مشکلی فرصت نشد در مراسم آغازین شرکت کنم و جزو اولین امضا کنندگان بیانیه باشم ولی امضای خود را از طریق <a href="http://we-change.org/spip.php?article11">اینجا</a> به ثبت رساندم. از تمامی کسانی هم که دغدغه احقاق حقوق زنان و تغییر نظم نابرابر موجود را دارند درخواست می کنم که به این کمپین بپیوندند. <br />
در همین زمینه :<br />
<a href="http://we-change.org/spip.php?article12">کلیات طرح " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز</a> <br />
<a href="http://we-change.org/spip.php?article11">امضای بیانیه </a><br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/08/post_23.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/08/post_23.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 29  2006 15:18:52 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>از گذشته</title>
         <description><![CDATA[<p>همیشه نسبت به خاطرات گذشته ام احساس خوبی داشته و دارم. از این که در فضایی که در آن بزرگ شده‌ام حضور یابم همیشه احساس خوبی داشته‌ام. امروز بعد از مدتها <a href="http://m-h-n.blogfa.com">یکی از دوستان قدیمی</a> برام آدرس یک وبلاگ رو داد که بردم به چند سال پیش. خیلی حال کردم و تصمیم گرفتم که گاهی علاوه بر چیزهایی که اینجا در مورد "حال" می نویسم مطالبی را هم در مورد گذشته در <a href="http://vezvez.persianblog.com">وبلاگ گروهی وزوز </a>بنویسم. خاطرات شیرینی هستند. دوستشان دارم. <br />
روز سه شنبه به همراه کلی از دوستان رفتیم دیدن دکتر زرافشان. واقعا دیدار دلچسبی بود. شخصیت بسیار جالبی داره این عمو ناصر. <a href="http://naslefarda.blogfa.com/post-127.aspx">گزارش فواد</a> و <a href="http://www.elnaz.blogfa.com/post-179.aspx">گزارش الناز </a>از این دیدار رو بخونین. <br />
<a href="http://langerood.blogspot.com/2006/08/blog-post_20.html">نقد پيش‌نويس اصلاحيه قانون كار</a> - رفیق احمد زاهدی - <a href="http://langerood.blogspot.com/">وبلاگ لنگرود</a><br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/08/post_22.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/08/post_22.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 26  2006 00:05:38 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>درباره چپ دست بودن</title>
         <description><![CDATA[<p>در اقلیت بودن هم همیشه چیز بدی نیست. یکی از اقلیتهایی که همیشه به علت نامعلومی از اینکه جزو اونا هستم خوشحال بودم , چپ دستها هستند. امروز با 3-4 روز تاخیر از طریق <a href="http://boroonka.blogspot.com/2006/08/blog-post_17.html">مطلب برونکا </a>متوجه شدم که 13 آگوست روز جهانی چپ دستها بوده. همین باعث شد که یاد یک سری مسائل در مورد چپ دست بودن خودم و دیگران بیفتم. در مورد این موضوع سرچ کردم که ببینم تو دنیا در این مورد چه خبره!<br />
یه سری مسائل جالبی در مورد چپ دستها وجود داره. اینکه در بسیاری فرهنگها در گذشته نه چندان دور چپ دستی یک جور مشکل محسوب می شده : <a href="http://www.noufe.com/persish/digaran/grami/dast.grami.htm"><em>در قدیم چپ‌دستی را عیب و علّت می‌دانستند. زمانی یک مرد ژاپنی حق داشت زن چپ‌دستش را طلاق بدهد. اسکیموها فکر می‌کردند که چپ دست‌ها جادوگرند. در زبان لاتینی چپ را sinister می‌گویند که به معنی شوم و نحس و بد یُمن است. در زبان فرانسوی برای دو واژه چپ و ناشی یک کلمه gauche بکار می‌رود و در زبان آلمانی کلمه linkisch به معنی چپ‌دست و آدم ناجور است.</em></a><br />
آدمهای چپ دست معروف زیادی هم تو دنیا هستند. آدمهایی مثل فیدل کاسترو , سیمون بولیوار, گاندی, ارسطو, نیچه و چارلی چاپلین هم چپ دست بودند. تازه به این لیست می تونید اسمهایی از مارادونا تا قاتلهای معروف دنیا رو اضافه کنید. یک <a href="http://www.lefthandersday.com/">سایت</a> هم هست که به این روز اختصاص داره. شعرش هم جالبه " celebrate your Right to be Left-Handed!"  <br />
یکی از جذابیتهای چپ دست بودن برای من همیشه حضور در صف بود که شکل حرکت دست من در صف با تمام افراد دیگر حاضر در صف متفاوت بود. همینطور موقع نوشتن سر کلاس درس. <br />
یک <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/08/050812_bs_lefthanded.shtml">گزارش</a> هم <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/">بی بی سی فارسی</a> در این مورد تهیه کرده  که خوندنش جالبه. آخر این گزارش مصاحبه ای هست با یک دکتر در مورد چپ دستها که اونجا از نا آگهی خانوده ها در مورد این موضوع و این که سعی می کنند رفتار بچه های چپ دستشون رو تغییر بدن صحبت کرده. وقتی که از اطرافیانم پرسیدم دیدم که واقعیت داره به خصوص در زمانهای قبل تر و در مورد دخترها. مادر بزرگ من هم چپ دسته و به علت همین نا آگاهی خانوادش و عقاید خرافی از این که کارهاش رو با دست چپ انجام بده جلوگیری می کردند. و جالب اینه که مادر بزرگ من کارهایی مثل غذا خوردن که در جمع انجام می شد رو با دست راست انجام می ده ولی موقع انجام دادن کارهایی کسی نمی دیده مثل ظرف شستن و آشپزی و ... از دست چپش استفاده می کرده و این عادت هنوز هم همراهش هست. </p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/08/post_21.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/08/post_21.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 17  2006 19:51:45 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مدلهای آرمانی!</title>
         <description><![CDATA[<p>یکی از اهداف مهم رسانه‌ها یکسان سازی  مردم است. به این معنی که با تبلیغ گسترده‌ی نوعی سبک زندگی خاص، سعی در یکسان کردن مردم جامعه دارد. فایده‌‌ي این یکسان سازی این است که در عین اینکه کنترل مردم یکسان شده آسان‌تر می‌شود، می توان از این طریق و با حمایت افکار عمومی گروه اقلیت متفاوت و احیانا معترض را سرکوب کرد. یکی از روشهای مهم یکسان سازی ساختن قهرمانان و یا شخصیتهایی است که با تبلیغات رسانه‌ها، در ذهن مخاطبین تبدیل به شخصیتهای قابل الگو شدن می‌شوند و رفتار آنها تاثیر زیادی بر رفتار جامعه می گذارد. اما این قهرمانان باید با فضای فکری و فرهنگی جامعه هم نهایت هماهنگی را داشته باشند تا تاثیرگذاری آنان بر افکار عمومی بیشتر شود. برای ساختن چنین شخصیتهایی رسانه‌ها، فاکتورهای یک فرد جذاب برای جامعه را از نظر رفتار، ‌سخن گفتن،‌ لباس پوشیدن و ... را درنظر می گیرند و قهرمانی از این جنس را به مردم تحویل می‌دهند. سپس با اضفه کردن رفتارهای مورد علاقه‌ی خودشان با شخصیتهای ایده‌آل مردم سعی در کنترل و هدایت فرهنگ می‌کنند. در ایران هم همین اتفاق می افتد. رسانه‌های ایران سعی می کنند تا الگوی خاص دینداری را در بین مردم رواج دهند. بی شک زنان تاثیرگذار ترین گروه بر فرهنگ عمومی جامعه در حال و آینده هستند. بنابراین اکثر برنامه‌های تلویزیون به عنوان گسترده‌ترین رسانه‌ي‌جمعی برای این گروه ساخته می‌شود و وارد کردن آنان به این یکسان سازی قطعا مهمترین پیروزی این روند یکسان سازی خواهد بود. بنابریان رسانه‌ها همواره سعی کرده‌اند تا مدلهای ایده‌آل خود را برای زنان بسازند. گفتیم که برای ساختن این الگوها باید فاکتورهایی  را یافت که جذابیت زیادی برای مردم دارند و این فاکتورها برای طبقات متوسط و پایین، اکثرا در رفتار و حالات طبقات خیلی بالای جامعه یافت می شود. انسان‌های جذاب برای عامه مردم - که مخاطبان رسانه‌ها هم هستند - ، خارجی ها یا خارج رفته ها، پولدار، زیبا، خوش لباس و ... . حالا جایی است که رسانه‌ها باید قهرمانان خود را بسازند. سیتا و سهیلا آرین. نمی دانم این دو شخصیت مشهور شده در تلویزیون را به یاد می‌آورید؟ اولی شخصیت اول سریال مسافری از هند، یک دختر زیبای هندی که فارسی را هم با لهجه صحبت می‌کرد، بسیار ثروتمند و ساکن یک خانه‌ي بسیار بزرگ در بالا شهر، همیشه لباسهای رنگی و شاد می‌پوشید؛ دومی هم میهمان اخیر برنامه‌ي کوه پشتی، زنی که 30 سال در آمریکا زندگی کرده بود و اتفاقا این یکی هم فارسی را با لهجه صحبت می کرد، چهره‌ی خوبی هم داشت اتفاقا، از خانواده‌ای بسیار مرفه که تعطیلات تابستانی را در شمال تهران می‌گذراند.</p>

<p><img alt="Sita & Soheila.jpg" src="http://www.emadb.com/Sita%20%26%20Soheila.jpg" width="360" height="240" /></p>

<p>خوب مدلها کاملا با ایده‌آل های جامعه جور در می‌آید و حالا وقت اضافه کردن فاکتور دلخواه صاحبان رسانه است. سیتا رامپال، بر اثر یک اتفاق در امامزاده‌ای ایمان می‌آورد و متحول می‌شود. سهیلا آرین هم به طور اتفاقی بر اثر گوش کردن نوار اشتباه ایمان می آورد و سبک زندگی جدید خود را آغاز می‌کند. پروژه انجام شده‌است. اتفاقا نتیجه‌ هم عالی است. در سال 82 مسافری از هند پربیننده‌ترین سریال در تمامی کانال‌های تلویزیون می شود ( <a href="http://tv3.irib.ir/amalkard/amalkard-82-2.htm">سایت رسمی شبکه 3</a> ) و CD های مجموعه به سرعت منتشر شده و به فروش می رسد. مصاحبه خانم آرین با کوله پشتی هم 3 بار مجددا پخش می‌شود و در طول برنامه 245 هزار SMS دریافت می‌کند که 100 هزار تای آن تشکر از عوامل برنامه است! CD های برنامه هم که با کمک یک نفر در سراسر کشور به تعداد زیادی توزیع می‌شود. ( <a href="http://www.alborznews.net/shownews.asp?u=6155">خبرگزاری البرز</a> )<br />
فکر می‌کنم همه چیز روشن است. <br />
پ.ن : یک <a href="http://sabz-sorkh.blogfa.com/post-15.aspx">مطلب</a> در <a href="http://sabz-sorkh.blogfa.com/">وبلاگ گروهی سبز سرخ </a>نوشتم در مورد تلویزیون<br />
پ.ن2 : پازل ساخته شده یک تکه کم داشت. یادتان هست گفتم با ساختن عموم اقلیت متفاوت سرکوب می‌شوند؟ همین الان یک SMS رسید که مامورین در میدان تجریش چندین دختر وان را به خاطر بدحجابی دستگیر کرده‌اند!!! <br />
پ.ن: این مطلب رو سعی کردم با استفاده از <a href="http://www.khabgard.com/?id=-965599463">شیوه درست نویسی</a> پیشنهادی  آقای <a href="http://www.khabgard.com/">خوابگرد</a> و نرم افزار TrayLayout صحیح بنویسم. </p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/08/post_20.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/08/post_20.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 12  2006 20:00:38 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ارمغان سرمایه داری</title>
         <description><![CDATA[<p>امروز 61 مین سالگرد بمباران هسته ای هیروشیماست. بزرگترین فاجعه ی بشر بر علیه خودش. جایی که هزاران انسان به دست پیشرفته ترین ابزار سرمایه داری زندگیشان را از دست دادند. <br />
اینحا زمانی هیروشیما بود. زیباترین شهر ژاپن با 345 هزار انسان که در آن برای زندگی تلاش می کردند. ارمغان سرمایه داری برای آنها بمب بود. fat man پیشرفته ترین ابزار جنگی بشر بر سر آنان فرود آمد تا طعم دموکراسی آمریکایی را با تمام وجود حس کنند. نه تنها خودشان بلکه تا نسلها بعد درد و مرگ را به همراه داشته باشند. اینهاست ارمغان سرمایه داری جهانی برای مردم جهان:</p>

<p><img alt="Hiroshima Bomb" src="http://z.about.com/d/inventors/1/0/Z/9/nuke2.jpg" width="240" height="375" /></p>

<p><img alt="Hiroshima Bomb" src="http://www.socialstudieshelp.com/Images/rubble1.gif" width="240" height="159" /></p>

<p><img alt="Hiroshima Bomb" src="http://www.mctv.ne.jp/~bigapple/dome.gif" width="240" height="374" /></p>

<p><br />
نمی دانم کسانی که موافق گسسترش سرمایه داری هستند تا به حال عکسهای قربانیان هیروشیما را دیده اند ؟ برای نمونه نگاهی به <a href="http://www.mctv.ne.jp/~bigapple/">اینها</a> بیندازید . (عکسها بسیار فجیع هستند). <br />
کسانی که در قلب آمریکا نشسته اند و برای مردم ایران نقشه ی جنگ می ریزند آیا سرنوشتی به جز مرگ و جنگ و فلاکت برای مردم ایران می خواهند ؟ ارمغان سرمایه داری برای مردم جهان سوم به جز جنگ و مرگ چیز دیگری نبوده است. به یاد اوریم میلیونها کشته ی جنگهای جهانی ، جنگ ویتنام ، افغانستان ، عراق ، لبنان و ... را. دموکراسی و آزادی هیچ گاه با نیروی نظامی در جهان استقرار نیافته. گسترش دموکراسی آمریکایی چیزی به جز گسترش جنگ و نا امنی و همچنین گسترش بازار مصرف غولهای سرمایه نیست. یعنی این که جانمان را از دست بدهیم و مک دونالد بخوریم. کسانی که بر طبل دخالت نظامی امریکا در ایران می کوبند آیا هرگر به فکر جان مردم بوده اند ؟ و یا دوست دارند تعدادی قانا هم در ایران داشته باشیم ؟ شاید هم عاشق صحنه های اکشن فیلمهای هالیوودی هستند ! <br />
گزارش شاهدان عینی انفجار هیروشیما را <a href="http://www.csi.ad.jp/ABOMB/hibakusha.html">اینجا</a> بخوانید. (ٍEnglish)</p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/08/post_19.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/08/post_19.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 06  2006 13:28:51 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>برای نسل سوخته 78</title>
         <description><![CDATA[<p><img alt="اکبر محمدی" src="http://imgserv4.imagehigh.com/imgs/6208_akbar_mohamadhi.jpg" width="159" height="206" /></p>

<p><strong>خطابه‌ی تدفين</strong>  </p>

<p>غافلان<br />
هم‌سازند،</p>

<p>تنها توفان<br />
   <br />
  کودکان ِ ناهم‌گون مي‌زايد.<br />
 </p>

<p>هم‌ساز<br />
سايه‌سانان‌اند،</p>

<p>محتاط<br />
   <br />
  در مرزهای آفتاب.<br />
 <br />
در هياءت ِ زنده‌گان<br />
   <br />
  مرده‌گان‌اند.<br />
 </p>

<p>وينان<br />
دل‌به‌درياافگنان‌اند،<br />
به‌پای‌دارنده‌ی آتش‌ها </p>

<p>زنده‌گاني<br />
   <br />
  دوشادوش ِ مرگ<br />
   <br />
  پيشاپيش ِ مرگ<br />
 </p>

<p>هماره زنده از آن سپس که با مرگ</p>

<p>و همواره بدان نام<br />
   <br />
  که زيسته بودند،<br />
 </p>

<p>که تباهي</p>

<p>از درگاه ِ بلند ِ خاطره‌شان<br />
   <br />
  شرم‌سار و سرافکنده مي‌گذرد.<br />
 </p>

<p>کاشفان ِ چشمه<br />
کاشفان ِ فروتن ِ شوکران</p>

<p>جوينده‌گان ِ شادی<br />
   <br />
  در مِجْری‌ آتش‌فشان‌ها<br />
 </p>

<p>شعبده‌بازان ِ لبخند<br />
   <br />
  در شب‌کلاه ِ درد<br />
 </p>

<p>با جاپايي ژرف‌تر از شادی<br />
در گذرگاه ِ پرنده‌گان.</p>

<p><br />
□</p>

<p><br />
در برابر ِ تُندر مي‌ايستند<br />
خانه را روشن مي‌کنند.<br />
و مي‌ميرند.</p>

<p> <strong>«احمد شاملو»</strong><br />
خبر را همه شنیده ایم. نیازی به توضیح و لینک نیست.<br />
<a href="http://ghomaaar.blogspot.com">نوشته ی مدیار </a>را که خواندم بی اختیار گریستم نه تنها برای اکبر محمدی بلکه برای نسل سوخته 78 و تمام آرمانهاشان.<br />
<a href="http://havari.blogfa.com/post-22.aspx">گلواژه ای به سرخی آتش به طعم دود</a> - <a href="http://havari.blogfa.com/"> وبلاگ حواري خورشيد</a></p>

<p><a href="http://azadiezan.blogspot.com/2006/07/blog-post_31.html">در سوگ اکبر محمدی </a> - <a href="http://azadiezan.blogspot.com/">وبلاگ زنده باد آزادی </a></p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/07/post_18.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/07/post_18.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 31  2006 17:15:50 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ماجرای دکتر نمکدوست و اشتباهات دانشجویان</title>
         <description><![CDATA[<p><a href="http://sm62.blogfa.com/">پژمان موسوی</a> در  وبلاگش <a href="http://www.sm62.blogfa.com/post-57.aspx">خبر داد</a> که دکتر نمکدوست دیگر به دانشکده علوم اجتماعی باز نخواهد گشت. <br />
مساله ی دکتر نمکدوست در سال تحصیلی  گذشته از خبرساز ترین اتفاقات دانشگاه علامه بود که اعتراض دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی را به شدت برانگیخت. در ابتدا لازم است توضیح دهم که بر خلاف سخنان بسیاری مساله ی دکتر نمکدوست خواسته یا ناخواسته سیاسی بود. برخورد با یک استاد دگراندیش بلافاصله پس از تعویض قدرت سیاسی در کشور و به تبع آن در دانشگاه را به غیر از سیاسی بودن طور دیگری نمی توان تفسیر کرد. <br />
اما این مساله یک بار دیگر کاستی عمل جمعی دانشجویان برای پیگیری اهدافشان را نمایان ساخت که چند مورد از آن را می توان این گونه بیان کرد:<br />
1- جداسازی خواسته ها : در ماجرای دکتر نمکدوست دانشجویان ایشان سعی کردند که مساله را به مساله ی شخصی و احساسی بین خودشان و استاد تقلیل دهند. به این معنا که ماجرای دکتر نمکدوست را اخراج استاد مورد علاقه ی دانشجویان علوم ارتباطات معرفی کردند. در حالی که این موضوع فراتر از این، رویارویی علنی ریاست انتصابی دانشگاه با فضای علمی دانشگاه و به عبارتی التیماتوم به تمام اساتید دانشگاه بود. عدم نقد بنیادی وضع موجود و تقلیل خواسته ها به موارد بسیار جزئی از عوامل شکست این حرکت بود. - البته به این موارد تقلیل اعتراضات بنیادی دانشجویان به مساله ی سطحی دکتر نمکدوست را هم اضافه کنید-<br />
2- اعتماد به عاملان و صاحبان قدرت : در اولین روز اعتراض به اخراج دکتر نمکدوست اعتراضات شدید اللحن دانشجویان با ورود به سالن و گوش کردن سخنرانی دکتر فرقانی و دکتر معتمد نژاد آرام گرفت. در حقیقت با دخالت عده ای از دانشجویان تحصن دانشجویان به سخنرانی رئیس دانشکده و پدر ارتباطات و قولهای کذب آنان مبنی بر بازگشت دکتر نمکدوست تبدیل شد. دانشجویان هم ساده انگارانه قولهای آنان -که به طور حتم منافع شخصیشان را به منافع دانشجویان ترجیح می دهند- را باور کرده و دست از اعتراض کشیدند. <br />
3- وارد شدن به بازی گفتگو بدون پشتوانه : در گفتگو میان دانشجویان و مسئولان شرط اول توازن قوا بین آنان است. قدرت مسئولان در ساختار سلطه ی اداری و قدرت دانشجویان در اتحادشان در اعتراض است. من به این موضوع باور دارم که می توان بخشی از مشکلات را با گفتگو حل کرد اما این گفتگو مستلزم این است که در زمان گفتگو نمایندگان دانشجویان کماکان دانشجویان معترض را جهت اعمال فشار در صحنه نگاه دارند. اما در این ماجرا عده ای به عنوان نماینده دانشجویان وارد گفتگو شدند اما قبل از این کار دانشجویان را از صحنه خارج کردند. البته این کار ابزار خوبی هم برای سرکوب شد بسیاری از اساتید و مسئولان دانشکده با اعلام این که پیگیر بازگشت دکتر نمکدوست خواهند بود هیجان عمومی را کاسته و در راستای منع قدرت حاکم گام برداشتند.<br />
کاش این بحثها قبل از پایان یافتن ماجرا شنیده می شد که امروز شاهد اخراج نمکدوست و فردا شاهد اخراج بسیاری دیگر نمی بودیم. </p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/07/post_17.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/07/post_17.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 24  2006 02:50:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title></title>
         <description><![CDATA[<p><a href="http://webgasht.net/">امیر حسین وبگشت</a> چند وقتی است که مطالب جالبی درباره مسائل مربوط به آگاهی های جنسی می نویسه  <a href="http://webgasht.net/archives/2006/07/oeoeoeuoe_uoeoe.html">+</a> <a href="http://webgasht.net/archives/2006/07/oeuuuuuoeu_oeuu.html">+</a> <br />
حالا هم انگار می خواد یه آمار در مورد آگاهی های جنسی بگیره. کسانی ککه مایلند به سولاتش جواب بدن همه چیز رو می تونن <a href="http://webgasht.net/archives/2006/07/oeuoeoeoeu_uuuo.html">اینجا</a> بخونن.</p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/07/post_16.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/07/post_16.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 22  2006 00:33:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>3 گانه ای درباره ی جنگ ...</title>
         <description><![CDATA[<p>1-بار معنایی و ایدئولوژیک کلمات زیاد برای من اهمیت نداره. چیزی که مهمه حقیقتشونه. کشته شدن انسانها در هر صورت برای من مذمومه چه رسانه ها بخوان اسمشون شهادت بذارن یا هلاکت !!<br />
2- دیشب یه اس ام اس به دستم رسید با این متن Stop Killing children in beirut به شدت حال کردم ولی این جمله رو به این صورت تغییر دادم و برای فرستندش فرستادم stop killing children in beirut & heifa.<br />
3- اینم یه جوریشه : به یارو گفتن دیشب اسرائیل لبنان رو زده! گفت: مگه ایتالیا قهرمان نشد؟ </p>

<p>پ.ن : عمو جان هم <a href="http://drborghei.blogfa.com/">وبلاگش</a> رو آپ کرده (البته شامل یه سری مقالات قدیمی می شه) <br />
          به <a href="http://sharabenoor.blogspot.com/">نرگس</a> هم به خاطر <a href="http://sharabenoor.blogspot.com/2006/07/1385.html">عروس شدنش</a> تبریک می گم! ایشالا خوشبخت شی فامیل ! ما رو عروسی دعوت کنیا !</p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/07/3.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/07/3.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 19  2006 17:30:12 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جنگ خاورمیانه و ادبیات دوگانه ی صدا و سیما</title>
         <description><![CDATA[<p><em><strong>تذکر مهم : لطفا اگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی جزء مقدسات شماست ، از خواندن ادامه ی مطلب منصرف شوید.</strong></em><br />
جنگی دوباره در خاورمیانه به راه افتاده است. جنگی که از مرز دولت های فلسطین و اسرائیل آغاز شد و امروز در مرزهای سوریه است و بسیاری از ملل خاورمیانه را تهدید به مرگ می کند.<br />
جنگ قدرت ها و ایدئولوژی ها که حاصلی به جز مرگ انسانها ندارد. باز هم مثل همیشه خبر مرگ انسانها خبر اول رسانه هاست و آمار جانهای از دست رفته مانند قیمت نفت و دلار بالا و پایین می رود. ریاضی گونه شدن جهان جان انسانها را هم مانند شاخصهای اقتصادی به اعدادی در نمودارها تبدیل کرده. <br />
اما نکته جالب در اینجا برخورد دوگانه ی صدا و سیما با اخبار  این موضوع بسیار جالب توجه است. برخورد آمارگونه با جان انسانها این بار با ارزش گذاری بر جان انسان ها هم همراه می شود. جایی که اسرائیلی ها کشته می شوند و ناامن بودن حیفا مایه افتخار است و لبنانیها شهید می شوند. مقایسه کنید -----> <a href="http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=politicalContent&news_num=49500">+</a> و <a href="http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=MainContent&news_num=49564">+ </a> در حالی که در این بین جان عزیز انسان ها فارق از ملیت و دینشان است که قربانی قدرت طلبی شده است.<br />
حمله اسرائیل به لبنان , تجاوز گری و حمله حزب الله به حیفا مایه افتخار جهان اسلام تلقی می شود در حالی که هر دو نمادهای توحش هستند و هیچ گونه جنگ و خونریزی را نمی توان افتخار آمیز دانست.<br />
اخبار تلویزیون در جایی آن چنان از موشک پرانی های ظفرمند! حزب الله دم می زند که حس می کنیم که حزب الله لبنان تا یکی دو روز آینده بنیاد اسرائیل وسرمایه داری جهانی را از جا خوهد کند و چند ثانیه بعد آنچنان در مورد سرمایه های ملی از دست رفته لبنان سخن می گوید که غرق این پندار می شویم که دیگر هرگز روزهای آبادی به لبنان باز نخواهد گشت. <br />
ادامه ی جنگ قدرت طلبان منطقه تنها باعث کشته شدن انسانها و از دست رفتن زیرساختهای اقتصادی حیاتی جوامع می شود. هر کس که به فکر انسانیت است امروز باید به فکر پایان این جنگ خونین و جلوگیری از ادامه ی سیکل معیوب خشونت در جهان باشد. این موضوع اصلا نمی تواند به معنای حمایت از نوعی توحش و جنگ افروزی در برابر نوع دیگر باشد و یا حتی معرفی نوع سوم ! </p>

<p><img alt="No War!" src="http://homepage3.nifty.com/kinohana/no%20war.gif" width="171" height="240" /></p>

<p><br />
مساله ی مهم در این میان تنها مردم هستند. چه در فلسطین ، چه در اسرائیل ، چه در لبنان و سوریه. منافع ملی و دینی و ارزشی بهانه های خوبی برای کشتن مردم نیست. <br />
جنگ را پایان دهید <br />
<a href="http://naslefarda.blogfa.com/post-117.aspx">آیا را سومی هست؟</a> - <a href="http://naslefarda.blogfa.com/">وبلاگ نسل فردا</a> ( لینک دادن به مطالب لزوما به منزله ی تایید محتوای آن ها نیست D: )</p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/07/post_15.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/07/post_15.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 17  2006 02:11:42 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>درسهای فینال</title>
         <description><![CDATA[<p>جالب ترین نکته ی فینال برای من قضیه ی حرکت زیدان بود. نه از جنبه خطا بودن یا خشونت تنها بازیکن مسلمان میدان. اتفاق جالبی که افتاد این بود که داور در ابتدا متوجه این موضوع نشده بود و با کلی فاصله داستان رو فهمید و زیدان رو اخراج کرد. نکته فوق العاده جالب این قضیه اینه که نزدیک نیمی از جمعیت جهان که این بازی رو مستقیم می دیدن کاملا متوجه این خطا شده بودن و می دونستن که زیدان باید اخراج بشه. کسانی که هزاران کیلومتر با محل بازی فاصله داشتند ولی داور در فاصله ی چندین متری حادثه از همه چیز بی خبر بود. رسانه ها به بیش از 2 میلیارد نفر در جهان از موضوعی آگاهی داده بودند که یک نفر در چند متری محل حادثه از آن اطلاع نداشت. <br />
این فینال بدون حضور هیچ کدام از سران برگزار شد. دیگر آدم دم کلفتی در فینال مشاهده نخواهد شد؟؟<br />
احساس می کنم فوتبال کم کم داره از اوج محبوبیت خودش میاد پایین و سرمایه داری یا باید یه فکری به حال این فوتبال بی رمق بکنه یا دنبال یه ورزش دیگه بگرده.<br />
راستی فکر کنم کار برلوسکونی و گندهای تیم یوونتوس هم کمی در بحبحه این غرور و افتخار ملی گم بشه. بالاخره این غرور ملی خیلی جاها به درد سرمایه دارا خورده! این یکی هم روش ! <br />
این بازی یک درس مهم دیگه هم داشت و این که خوشگلا علاوه بر این که باید برقصن باید قهرمان جام جهانی هم بشن ! </p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/07/post_14.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/07/post_14.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 10  2006 03:22:15 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آنها زندگی می خواهند</title>
         <description><![CDATA[<p>نوار غزه ، این قتلگاه هزاران انسان بی گناه بار دیگر صحنه جان باختن زنان و مردان و کودکان بی گناه است. رویارویی دو تمدن هار در 50 سال گذشته جان میلیونها انسان را در این منطقه و سایر مناطق فلسطین گرفته است. و بسیاری نیز به سودای سود بر آتش این جنگ هیزم ریخته اند. فارغ از این که در آنجا علاوه بر فتح و حماس و دولت اسرائیل و ... میلیونها انسان زندگی می کند که با بهانه منافع ملی و دینی جلوی گلوله می روند یا در حملات انتحاری کشته می شوند.</p>

<p><img alt="demolished_house" src="http://www.emadb.com/demolished_house.jpg" width="240" height="165" /></p>

<p> کودکانی که صبح که از خانه به مدرسه می روند مطمئن نیستند که اتوبوسشان بر اثر یک بمب انتحاری با شلیک یک تانک از رسیدن به مدرسه باز نماند. آنها چیزی به جز زندگی نمی خواهند. مفهوم منافع برای آنان چیزی خارج از زندگی آسان و در رفاه امنیت نیست. برایشان مهم نیست که قدس از آن کیست یا بیقوله ای که در آن زندگی خواهند کرد در جایی قرار دارد که اسمش فلسطین است یا اسرائیل. همسایه شان یهودی است ، مسلمان یا مسیحی! </p>

<p><img alt="Peace for children" src="http://www.itvs.org/frontiers/photos/phHomeRight.jpg" width="240" height="154" /></p>

<p><br />
دیگر بس است فدا شدنشان در راه منافع زورمداران که منافع ملی خوانده می شود ! غزه به خاطر مردان و زنان و کودکانش که انسانند باید محل زندگی باشد نه محل جنگ حماس و اسرائیل! غزه مکانی است برای زندگی انسانها فارغ از مرز و نژاد و زبان و دین. زندگی را به کودکان نوار خونین غزه باز گردانید. </p>

<p><img alt="peace on gaza" src="http://www.palestinetoday.org/gallery/albums/album01/al_Khalil_74_July_1_2003_PEACE_for_Palestinian_children_Photo_by_Nayef_Hashlamoun.jpg" width="240" height="167" /></p>

<p><br />
در همین زمینه : <a href="http://naslefarda.blogfa.com/post-112.aspx">فلسطین شرافت مقاومت!</a><br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/07/post_13.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/07/post_13.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 02  2006 16:40:44 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آرژانتین باخت !!</title>
         <description><![CDATA[<p>نمی خوام. کلی اعصابم خورد شد. آرژانتین هم باخت. بعد از باخت ناجوانمردانه هلند این باخت هم کلی اعصابم رو خورد کرد. ولی به هر حال مثل این که نژاد پاک آریایی بر یاران چه گوارا پیروز شد !! من به نظرم به هیچ وجه حق آلمان نبود که ببره.<br />
پ.ن : <a href="http://elham77.persianblog.com">تولدت مبارک</a> </p>]]></description>
         <link>http://www.emadb.com/2006/06/post_1.html</link>
         <guid>http://www.emadb.com/2006/06/post_1.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate>, 30  2006 22:06:10 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
