ماجرای دکتر نمکدوست و اشتباهات دانشجویان
پژمان موسوی در وبلاگش خبر داد که دکتر نمکدوست دیگر به دانشکده علوم اجتماعی باز نخواهد گشت.
مساله ی دکتر نمکدوست در سال تحصیلی گذشته از خبرساز ترین اتفاقات دانشگاه علامه بود که اعتراض دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی را به شدت برانگیخت. در ابتدا لازم است توضیح دهم که بر خلاف سخنان بسیاری مساله ی دکتر نمکدوست خواسته یا ناخواسته سیاسی بود. برخورد با یک استاد دگراندیش بلافاصله پس از تعویض قدرت سیاسی در کشور و به تبع آن در دانشگاه را به غیر از سیاسی بودن طور دیگری نمی توان تفسیر کرد.
اما این مساله یک بار دیگر کاستی عمل جمعی دانشجویان برای پیگیری اهدافشان را نمایان ساخت که چند مورد از آن را می توان این گونه بیان کرد:
1- جداسازی خواسته ها : در ماجرای دکتر نمکدوست دانشجویان ایشان سعی کردند که مساله را به مساله ی شخصی و احساسی بین خودشان و استاد تقلیل دهند. به این معنا که ماجرای دکتر نمکدوست را اخراج استاد مورد علاقه ی دانشجویان علوم ارتباطات معرفی کردند. در حالی که این موضوع فراتر از این، رویارویی علنی ریاست انتصابی دانشگاه با فضای علمی دانشگاه و به عبارتی التیماتوم به تمام اساتید دانشگاه بود. عدم نقد بنیادی وضع موجود و تقلیل خواسته ها به موارد بسیار جزئی از عوامل شکست این حرکت بود. - البته به این موارد تقلیل اعتراضات بنیادی دانشجویان به مساله ی سطحی دکتر نمکدوست را هم اضافه کنید-
2- اعتماد به عاملان و صاحبان قدرت : در اولین روز اعتراض به اخراج دکتر نمکدوست اعتراضات شدید اللحن دانشجویان با ورود به سالن و گوش کردن سخنرانی دکتر فرقانی و دکتر معتمد نژاد آرام گرفت. در حقیقت با دخالت عده ای از دانشجویان تحصن دانشجویان به سخنرانی رئیس دانشکده و پدر ارتباطات و قولهای کذب آنان مبنی بر بازگشت دکتر نمکدوست تبدیل شد. دانشجویان هم ساده انگارانه قولهای آنان -که به طور حتم منافع شخصیشان را به منافع دانشجویان ترجیح می دهند- را باور کرده و دست از اعتراض کشیدند.
3- وارد شدن به بازی گفتگو بدون پشتوانه : در گفتگو میان دانشجویان و مسئولان شرط اول توازن قوا بین آنان است. قدرت مسئولان در ساختار سلطه ی اداری و قدرت دانشجویان در اتحادشان در اعتراض است. من به این موضوع باور دارم که می توان بخشی از مشکلات را با گفتگو حل کرد اما این گفتگو مستلزم این است که در زمان گفتگو نمایندگان دانشجویان کماکان دانشجویان معترض را جهت اعمال فشار در صحنه نگاه دارند. اما در این ماجرا عده ای به عنوان نماینده دانشجویان وارد گفتگو شدند اما قبل از این کار دانشجویان را از صحنه خارج کردند. البته این کار ابزار خوبی هم برای سرکوب شد بسیاری از اساتید و مسئولان دانشکده با اعلام این که پیگیر بازگشت دکتر نمکدوست خواهند بود هیجان عمومی را کاسته و در راستای منع قدرت حاکم گام برداشتند.
کاش این بحثها قبل از پایان یافتن ماجرا شنیده می شد که امروز شاهد اخراج نمکدوست و فردا شاهد اخراج بسیاری دیگر نمی بودیم.
Comments
به نظر من متن منطقی و خوبی نوشتی. مشکل اصلی اینه که در حین هیجان دانشجویان می تونن هر کاری بکنن و روش مقابله با اون هم خیلی خیلی ساده است: برید دو هفته دیگر بیایید ! دو هفته دیگه هیجان بچه ها خوابیده و دیگه جمع نمی شوند. تا وقتی جمع شدن به خاطر هیجان است و عمق ندارد، فایده چندانی هم ندارد (:
Posted by: جادی | 24, 2006 09:51
خیلی مطلب خوبی بود
درباره عوامل تفرقه افکن خوب نوشتی
اون موقع که می گفتن مسئله فقط مربوط به ارتباطاتیا است
باید می گفتیم که مسئله به همه دانشجویان مربوطه
البته زیاد با جادی موافق نیستم
چون احساسات و هیجان چیز بدی نیست
فقط باید هدایت بشه، البته نه توسط ما
عقلانیت صرف هم به درد نمی خوره، چون اگه احساسات نباشه حرکت نمی کنه! احساسات مثل چشمه می مونه و عقل مثل رود، باید تناسب داشته باشن، نه احساسات بیش از حد خوبه و نه یه کانال آب خالی!!!
Posted by: کاوه مظفری | 24, 2006 11:21
سلام
عماد حان يه كاري بكن كه يه استاد با سواد براي زماني كه ما مياييم دامشگاه بمونه !!!
Posted by: bamdad | 25, 2006 08:01
بامداد جان نگران نباش همين دوستاني كه دو تا كامنت قبلي رو گذاشتن تا موقعي كه تو بياي دانشگاه جزو استاداي با سواد دانشگاهن
Posted by: Emad | 26, 2006 12:32